X
تبلیغات
رایتل

محسن نصیری(هامون)

من اهل اینجا نیستم....
یکشنبه 25 آبان 1393

زندگی فرصت سبزی است که باهم باشیم

زندگی فرصت سبزی است که باهم باشیم

برگ سرسبز شبی می افتد

سبز یا زرد خزان در پیش است

دست فرجام همه تنهاییم

مرده ای نیست که با کس باشد

آن چنان زندگی ات کوتاه است

که به خوابی ماند

گنج با ارزشی اما دارد

نام آن باشد عشق

عشق یعنی من و تو ما بشویم

بی خیال غم فردا بشویم

شعله بر غصه در آغوش زنیم

آتشی در شب خاموش زنیم

دست در دست و خوشحال شویم

سوی پرواز دوتا بال شویم

عاقبت خنده ی پاییز شویم

بوسه ی مرگ شب آویز شویم

قالب:نو

دفتر:بوی تو

(شاعر:محسن نصیری(هامون

نظرات (0)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)